اتاق انتظار
طراحی کلینیک را از صندلی انتظار شروع کنید. فاصله، ارتفاع و جای کیف اگر غلط باشد، اضطراب میماند حتی اگر دیوار مرمر باشد.
تلویزیون تبلیغاتی با صدای بلند، ضددرمان است. اگر چیزی لازم است، نور ملایم و آب خنک کافی است.
نور روی صورت نشسته را ببینید. سایهٔ زیر چشم در کلینیک زیبایی، خودش ضدتبلیغ است.
مسیر ویلچر و کالسکه را اگر ندیدهاید، نیمی از مراجعان را ندیدهاید. آستانه و عرض در، معماری است نه اضافات.
شنیده نشدن
صدا از پذیرش به انتظار اگر برود، راز پزشکی لو میرود. یک بافر و در دوم ارزانتر از شکایت است.
اتاق درمان را پشت راهرو بگذارید نه چسبیده به نشیمن. پلان کوچک بهانهٔ خوبی برای این نزدیکی نیست.
موسیقی آرام گاهی پوشش است. گاهی هم آزار. کلید کنترل را به پذیرش بدهید نه به پلیلیست ثابت.
نام بیمار را روی برد بزرگ ننویسید. جزئیات گرافیک هم طراحی کلینیک است.
بهداشت دیده
سطح قابلشستشو لازم است اما لازم نیست همه چیز براق باشد. براق، لکه و خراش را بیشتر نشان میدهد.
سطل و جای گان اگر پنهان نشود، لوکسترین سنگ را میبازد. خدمات را طراحی کنید.
بوی تند مواد را با تهویه حل کنید نه با عطر سنگین. عطر روی مادهٔ شیمیایی، تهوع میسازد.
سرویس بیمار را از سرویس پرسنل جدا کنید اگر جا دارید. این جدایی حس مراقبت میدهد.
برند بدون طلا
کلینیکهای زیبایی زیاد طلا و آینه گرفتهاند. اعتماد از نظافت و زمانبندی میآید نه از سرستون.
یک مصالح اصلی و یک رنگ نشانه کافی است. کاتالوگ کامل متریال، فضای درمان را نمایشگاه میکند.
عکس قبل و بعد را در انتظار بزرگ نکنید. فشار مقایسه، ضدآرامش است.
طراحی کلینیک وقتی موفق است که بیمار فراموش کند منتظر است. ساعت دیواری بزرگ معمولاً خلاف این کار میکند.
مسیر بیمار را یکبار خودتان بروید
از در خیابان تا صندلی انتظار با کیف و کاپشن بروید. هر جا گیر کردید همانجا طراحی کلینیک ناقص است.
نام فضاها را ساده بنویسید. «سوییت طلایی» بهجای اتاق سه، اضطراب و گم شدن میآورد.
ساعت انتظار را پنهان نکنید. شفافیت از سنگ مرمر بیشتر اعتماد میسازد.
رنگ لباس پرسنل را با دیوار هماهنگ کنید تا فضا آرام بماند. شلوغی بصری در درمانخانه خسته میکند.
اتاق شستشو و استریل را نزدیک درمان بگذارید تا سطل در راهرو دیده نشود.
طراحی کلینیک یعنی کم کردن شرم و انتظار. بقیه برند است.



